این روزا ریختم بدجور بهم، نگام کن از دور یکم. از نزدیک قشنگ نیستم، میسوزونمت مجبور بشم. اینجا جنگله میخورن همو، خطام روی کیبوردم هنوز. چیز به اون که زد بی تفنگ منو، این آشغالا بی خودم پلو. زندگیم دیگه اقیانوسه، استخر واسه بچگیم بود. نمیدونم کدوم گل یا پوچه، مونده هنوز خستگیش تو. هی زدن همه شاخه هامو، نخلم رفتم باز بالاتر. کلم خورد به آسمان و اون پایین باز کارام پخش. شدم آفتاب بی سایه بون، این قلبمم که ۲۰ ساله خون. میخوام برم ایستگاه دور، باز صدا برو که نیست آرزو. رفیقای قدیمم به خونم تشنه، دلیلشو بی اینکه بدونم زشته. شهر به شهر رو میخونم تشنه، سگ خور با اینکه بیخونم عشقه. این روزا ریختم بدجور بهم، نگام کن از دور یکم. از نزدیک قشنگ نیستم، میسوزونمت مجبور بشم. اینجا جنگله میخورن همو، خطام روی کیبوردم هنوز. چیز به اون که زد بی تفنگ منو، این آشغالا بی خودم پلو. دیگه واسه خودمم خطرناکم، به هرکی دورمه من شکاکم. دستم همش به سیگار و بنزین میکنه نشت از باکم. چشم ابری و بارش نداره، میخواد خیسی روی بالش نیاره. به این خدا که حالش خرابه، روی این قرصا تنها راهش فراره. نمیخوام دیگه پرچم و خاک، لباسام همه پخشند تو ساک. مغزم میره هر شب به فاک، حامل زندگی بچم تو خاک. هی بهم میگن این نیز بگذرد، ولی هر شب روی این میز کوک فقط. فکر کردم شیشه ها شکست، نگو کل بیلدینگ خورد ترک. این روزا ریختم بدجور بهم، نگام کن از دور یکم. از نزدیک قشنگ نیستم، میسوزونمت مجبور بشم. اینجا جنگله میخورن همو، خطام روی کیبوردم هنوز. چیز به اون که زد بی تفنگ منو، این آشغالا بی خودم پلو.