از فردا تا خود امروز میزنم من باد کوکو گریگوس اون شونه لاغر رو هی بوس میکنم شده خواستن دتیا چقدر دامن بهت میاد دوستت دارم با همه چتیات با همه زشتیات هستم من ذاتی و فکری بات میخوام باشیم هی غلط فقط دنبال داستان شیطنت چتا سکس ازت بگیرم بریم تو فکر سکس فقط گردنتو با دست بگیرم آروم شم بعد بمیرم قشنگترین تن که دیدم این عشق نیست آتیش شاهنامهست نمیدونیم چی تو باقی داستانه حتما هست خارقالعاده ماجرا دو تا عاشق ساده روحشون توی صاعقه زاده ندارن واسه دراگی اراده هیچی نگو که حست کنم نمیخوام با کسی نصفت کنم حرفاتو من از چشات میخونم راوی قصهت شدم از همین امروز تا خود فردا من دیوونه میشم میون اون دستات یادم میره تنهام یادم میره حرفام تا آخر بفهمم راز بین لبام از همین امروز تا خود فردا من دیوونه میشم میون اون دستات یادم میره تنهام یادم میره حرفام تا آخر بفهمم راز بین لبام من پیدا کردم همبازیمو بیبی دنیامو نقاشی کن بومش بزرگ تا هر جا میشد ای باهامو بپوشون و دستکاری کن رابطه شیرین و تاکسیک نی دنیامون رنگیه با دیزنی بقیه گام و گنامون نیستیم توی خلوت خودمون آرتیستیم زندگی فانتزی نه که کسچره گربهمو خوابه تو بگه دولچه ببین چطور من گشنه سیر نمیشم از اون تن خشکه ببین عزیزم میگی فردام تا بیاد بهم بگی تنهام تا بیای دنبالتم و ۱۸۰ تا میام وقتی میشینم تو اسباببازیام از همین امروز تا خود فردا من دیوونه میشم میون اون دستات یادم میره تنهام یادم میره حرفام تا آخر بفهمم راز بین لبام از همین امروز تا خود فردا من دیوونه میشم میون اون دستات یادم میره تنهام یادم میره حرفام تا آخر بفهمم راز بین لبام وای لماس میچرخی دور من و خیال تو حالا قرصه وقتی پایین چشمک میزنی بهم بالا کنسرت دستت شامپاین رز دورت پاهایم قفله کوتاه حالا صبح شه ای دوست دارم همیشه راه سخترو جای خنده ببینم باز زخمرو بگیری محکم گاز تخترو واسه فهمیدنش هم یه راه هست نرو تا دستاتو بزنم از کورگره پردهها رو بکشم که نور بره تو دلت بریزه بزنه قلب تند و پرک کوک خالی کنز اوبره ای میزنیم با هم هتل و آتیش شاتایی که نمیکنه دوستتا کار ریش انقدر لب و تلخ و سره واسه خوردنشون میکنم مبتلا آتیش جوری میگی تا صبح واسه تو هم که من سنگدل میشم واسه تو نرم میمونم پیشت تا خود فردا پیدا میکنم آخر راز تو رو از همین امروز تا خود فردا من دیوونه میشم میون اون دستات یادم میره تنهام یادم میره حرفام تا آخر بفهمم راز بین لبام از همین امروز تا خود فردا فردا فردا فردا من دیوونه میشم میون اون دستات دستات دستات با تو فردا رو همه رنگا رو میشه دید میشه دید ته قصه توی لحظه به هم میرسیم میرسیم