<p>چه میدانی از حال این قلب تنها<br>گذشتم من از خود برای تو اما<br>تو عاشق نبودی<br>دلم رود و چشمان مست تو دریا<br>تو زیباترین مقصدم بودی اما<br>تو عاشق نبودی<br>به شوقَت چه غمها به جانم خریدم<br>چه بَر من گذشت آن زمانی که دیدم<br>تو عاشق نبودی<br>چه کرده غمَت با منه خسته از خود<br>دلم خون شد آن شب که من باورم شد<br>تو عاشق نبودی<br>چه حال غربی، چه پایان سختی<br>غلط بود امیدم به آینده وقتی<br>تو عاشق نبودی<br>منی که فقط عشق بود آبرویم<br>بپرسند اگر، من چگونه بگویم؟<br>تو عاشق نبودی<br>به شوقَت چه غمها به جانم خریدم<br>چه بَر من گذشت آن زمانی که دیدم<br>تو عاشق نبودی<br>چه کرده غمَت با منه خسته از خود<br>دلم خون شد آن شب که من باورم شد<br>تو عاشق نبودی</p>