صبح پا میشدی با موزیکی که خودم خوراکی ها تنور میزه پرن ریمیکس بای یوس بیتس ریمیکس بای مهبد من و تو هر دو دو تا بزنیم شاکی خسته از همین میدونم چقدر مریضم خودم نمیخواد خودتو به اون راه بزنی من و تاریکی دوستای قدیمی عمیق بودن توش دوستا ترینی ببین حقیقت نالنی گلم پوست کلفت ترم من تو دوستا ندیدی تو ولی مجازتم بده یه حسی نده بهم که صلات بده من و این تنها بد تو نخ همین واسه ادامه بهم که صلات بده میام میگذره از تو ذهنم من روحم گنده است واسه جسمم بفهم لعنتی یه بارم شده من جا نمیشم توی جلدم من و این باک و این شمع روشن کل بودجه چقری که من تو شبم یه روز همشون رو ترک میکنم قسم به این ماه نیمه روشن نه بهشت تو میخوام نه جهنم تو من میام پیش تو فقط خود تو قرارمون سر جاشه نه مه خنجرم یه غنچه صبح صبح پا میشدی با موزیکی که خودم خوراکی ها تنور میزه پرن اصلا امکان نداشت بد باشیم یا بخوام جلو جمع کوچیکت کنم شب میومدی تنها بغلم واسم انگیزه بودی که درجا نزنم با تو فقط خوب بودم منی که بلاک میکردم حتی ننمم اصلا کی فکرشو میکرد اینطوری بد چیه و نمیومد و خستهای رفتارای بدشی به تو اصلا کی فکرشو میکرد که اینطوری سرد شی به کل میدونی ما دو تا بد نبودیم ترکیبمون بد چیده شد حالا شب منم تنهایی رو تختی هم میگذره تنهایی رو سختی تو حوصلهت سر رفته بود من چرا بخوابم تنهایی اون وقت خستهام دیگه از خودم تو خواستی این لحظه رو نه من که میفهمم چی به سرم اومد حتی اگه وصل کنن من و تو هر دو تو اسارتیم من اسیر یه سر تو اسیر یه دست من و تو هر دو بدون تصمیم من و تو هر دو حاضر تقدیر دل به من نبند من یه روزی تو باددم یه روز زیر شونهام یه روزی آزادم تقدیرم این بود نگاهم کنی ای بلند شم و تو کوتاهم کنی کندی نکن کار تو بریدن نه درس کار من دوباره روییدنه اگه نموری و دم از جنگ بزنی شاید یه گوشه تو انبار زنگ بزنی این منم یه آه زندونی سرد یه روز سیاه یه روز سفید یه روز مرگ صدای دستای آهنی رسید به گوشم وقتی اومدم بیرون از این تن سرد آزادی چه بیکز مینی تو این سلولای تو در توی بیماریا زندونیا زندونبان زندونیای زندونبان زندونیای ناخ آزادی چه بیکز مینی تو این سلولای تو در توی بیماریا زندونیا زندونبان زندونیای زندونبان زندونیای یه سری از اخلاقا بودش برای تو فقط با اینکه دیدیم میدویدن همه پشت سرم لجبازی انتخاب میکردی نفهمیدن و میگفتی نباید عکس بگیرم با فن دخترم با اینکه فشارش بود روی کولم هیچی خواستن همه چی بخرم برات پولم نرسید خودت دیدی خیلی جاها دویدم خواستم همه چی رو درست کنم زورم نرسید تن روزایی که بهم گفتی توی سینهمه چند دفعه تو کوچه دیدمت اومدم بیام جلو پام حرکت نکرد امشب بیام تو خوابم میخوام خوب ببینمت دلم نمیخواد بپرم از این خواب دست و پامو میزنم اینطوری بکنم از این حال انقدر تو این خیابونا خاطره داریم شاید همین روزا برم از ایران بدون اینکه هیچ احدی بفهمه کجائم میرم دیگه حتی مهم نمیشمن پلهام روزی که بکنم عکسامونو پاک جگر کرد دارم و پسرش کجائم میرم ولی قول بده دخترم نبارد چشات همه وجود و بودنم بشه فدای نگات این یعنی تیر و کمان و وداع تو سرمی تا موقعی که پرام بشه باز شاید دیگه انتشارو ندیدم بد نیاز دارم این نگاهها رو شنیدن دیشب شنیدم صدام زدی پریدم خاطر کن عکسها رو جدیدا الان فنرم ولم کنی پریدم وقتی تا درد دلم شدی دقیقا چشمات براق چقدر شدی شبیه من یقه همه رو ولم کنی دریدم گپی به هم و آخر ما جدا چی میشم بهت گفتم یه روزی همه آدما میمیرن گفتی من تو رو تو ستارهها میبینم اتفاقا الان اون همون ستارهها میشینه اینجا کسی نیست بغلم کنه از زخم و پنجهها رو بدنم پره نگاهم مونده تو سرم انگور نیستی و خاک تا وطنم شده دلتنگتم البته فقط یادت که افتادم اربهزدم اونی که غرق سکوت تویی اونی که صداش میاد هر دفعه منم روحم بودی بی تو لمس بدنم امروزمو برید بی تو پرسه زدنم جای دستات خالیه رو شونههام ولی نامردم زخما تو وصل نزنم مگه خودم خیر دیدم جواب خودمو خیر میدم اون که داشت میدید که دارم از بین میرم هیک میزد بعد مزه میل میکرد هیک میزد خودت شاهدمی حس میکنم دارم میرم توی چاه عمیق قبول کن دفاع تو این مورد وارده منم بد نبودم ولی خودت یادت اون روزی رو که وایستاده بودم تو صف کوپن دیدم یارو پشت بنز و خفه کوپل نشسته بود یه غول بیریخت که از سر تا پاش فقط داشت پول میریخت تو اون لحظه حس کردم که روز مردنمه دیدم اون که کنارشه دوست دخترمه منو دید ولی من غریبه بودم با همون مانتو که من خریده بودم این همه تو عشق دادی اونم پاداشت رفت با همونی که آویزون از باباشه یه انتصاب نهایی یه اعتراض مامان یعنی بنز دم دره یه پاپ اونم بالاشه لفظ میاد که روش حساب کنن میگه میخوام به امبال پدر اضافه کنن خیلی خودساخته است همون بنزم از باباش خریده از دم قسط ماهی هزار تومن من قرض کردم تو برات خرج کردم من کف خیابونو برات فرش کردم من واسه داشتن تو نذر کردم من تو رو یه فرشته فرض کردم