1200 سه حادثه اینجام با انتقام از ضربات فاجعه از یه زور که از سوی نسل نگامون میکرد با دستور آسمون رو به قانون میبست نسل از سوی هزار جون میدادن و تکرار میکردن فکر میکردن که جاو میشن من زوزه سیاه شب یه سوز احساسی از شکاف مرگ روئیدم از خونه اختیار با لمس عشق توی مرز ممنوعه با تجربه عمیق ترین بوسه سیاسی برهنه شدم از قفل به نماد و دیدم بین زور و قانونتون افره حواس قراردادتون مرفین و داد تو دستم گوزن وحشی با حکم قوه قضا خواستم تیم بشم با بچه ها به ضد باباها بابا باهاشون تیم شدن زدن زیر پام دفن شده دنیا ستاره پشت سرم عمقی نموند تو هر نگاه مختصر یه دره عمیق آنی خالی شد از جادو شد یه ارتفاع مختصر از گناه شعر سرود هرزگی داد از لیس مقدس عشق جنون برهنه گی مکش منو برد توی حافظه خالی این خلا مرز من بود یه فاصله تا سی شراب شلاق و شراره های شک وقت شام شیرین آخر یه قاب تلخ آزاد که توش خواستم و کام و لو بدم به حضار اما حضار منو لو دادن به حکام مثل تن لخته گلوله مامورا لخته تنم صدام از زوزه هیولا په حقیقت شام آخر و بچین دوباره من فقط مسیح مجرم باشه بوسه یهودا اما بی سرود مرگ ظلمی زد تو چشم بی فروغ من تموم تعهداتمو کشتم به جز هنر نمیشد بخرن ام میفروختن نگه نداشت از مسیر علامت منو مسیر بدون مقصد سراسر تباه من فهمیدم از سلول های آهنی رو آبوش شکاف مرز له میکنه پناهنده رو بگو کجاست مرز رهایی من که خارم تو درز سیاست استعاره ها شاهدان قتل رقصن من عیانم تو قلب سیافت شعر تجربه رسوا تر از رفتن مرگ و خرخر با هشدار نترسیدم از نیش سگ نگهبان نگاه مرده و مسیر محدود و نشخوار نکردم گرم و گستاخ زدم شکست از سنت ها و خونیشه بازار صورتش ما سدیم زیر ستون انگ وطن بکش کنار تا نریز لایو رو تنت خطر خاک زخم تیغ تراژدی ته طبقه ها رقص با ریتم تاریک کمدی تبعیض تف به قانون من بیرونم از هر روند سیستماتیک کجای کاری زدیم از بیخ به لاشیا با بتای تاریخ ما خود گناه بازیمون حالا میل به زدو کجا بذاریم مثل سینه سازمون صدای سرخ سربه ما خون بدن خیابان صحنه جنایت مرز رعشه سلافت دروغ کفتار و شیر یعنی رفتن مکش تا ته بی حمایت حد پاره میکنه باز نعره جنازم منو اهلی نکن مکش منو برد تو سرگذشت زور افتادم تو مردمان کور نعمت از تو آسمون میریخت پر میکردن بسته بسته تورو این یه قرارداد بود بین زمین و آسمان که نظم بده آشوب و مرد خدا گسسته شد امنیت موند یه جمع ترسو تر و فکر شعله های جنگ روز بعد جمع و باریکی نشون و از تو فقر کشیدن به کار بیتا