آهو خانم بالا بلند، ماه پیشونی سرو سمن، ابرو داره خنجر تیز، برق نگاش مثل کمند، چشم سیاش یه کوه نور، گردن اون تنگ بلور، بلور صاف برف تن، روشن تر از دشت و دمن. آهوی پر کرشمه، اومد به پای چشمه، ناز و نیاز لبهاش، لبهای خشک و تشنه، قلبم و برد با یک نفس، اسیر شدم تو این قفس، دامن یار شکن شکن، دیوار دل آویز شکن، دیوار دل آویز شکن. چشمهای آهو مسته، گل به گلشن نشسته، درخت بید مجنون، هجله عشق و بسته، تنگ دلش طلا بود، هجله پر از حیا بود، گفتم دوستت میدارم، اون وقت اونم رها بود، اون وقت اونم رها بود. آهوی پر کرشمه، اومد به پای چشمه، ناز و نیاز لبهاش، لبهای خشک و تشنه، قلبم و برد با یک نفس، اسیر شدم تو این قفس، دامن یار شکن شکن، دیوار دل آویز شکن، دیوار دل آویز شکن. آهو خانم بالا بلند، ماه پیشونی سرو سمن، ابرو داره خنجر تیز، برق نگاش مثل کمند، چشم سیاش یه کوه نور، گردن اون تنگ بلور، بلور صاف برف تن، روشن تر از دشت و دمن. آهوی پر کرشمه، اومد به پای چشمه، ناز و نیاز لبهاش، لبهای خشک و تشنه، قلبم و برد با یک نفس، اسیر شدم تو این قفس، دامن یار شکن شکن، دیوار دل آویز شکن، آهوی پر کرشمه، اومد به پای چشمه، ناز و نیاز لبهاش، لبهای خشک و تشنه، آهوی پر کرشمه، اومد به پای چشمه، ناز و نیاز لبهاش، لبهای خشک و تشنه، آهوی پر کرشمه، اومد به پای چشمه، ناز و نیاز لبهاش، لبهای خشک و تشنه، آهوی پر کرشمه، اومد به پای چشمه، ناز و نیاز لبهاش، لبهای خشک و تشنه،