من اگر روح پریشان دارم
من اگر غصه هزاران دارم
به تن زندگیام زخم فراوان دارم
دل آواز، بازی دوران دارد
دل کهریون لبه خندان دارد
به تو و عشق تو ایمان دارم
دل کهریون لبه خندان دارد
به تو و عشق تو ایمان دارم
در غمستان نفسگیر اگر، نفسام میگیرد
آرزو در دل من، مبتلا نشد، میمیرد
یا اگر دست زمان در ازای هر نفس
جان مرا میگیرد
جان مرا میگیرد
دل کهریون لبه خندان دارد
به تو و عشق تو ایمان دارم
دل کهریون لبه خندان دارد
به تو و عشق تو ایمان دارم
من اگر پشت خودم پنهانام
من اگر خستهترین انسانام
به وفای همهی بیایمانام
دل کهریون لبه خندان دارد
به تو و عشق تو ایمان دارم
دل کهریون لبه خندان دارد
به تو و عشق تو ایمان دارم
دل کهریون لبه خندان دارد
به تو و عشق تو ایمان دارم
دل کهریون لبه خندان دارد
به تو و عشق تو ایمان دارم