دی دیدهای تنها ماندهام، هر چه که گفتی شنیدهام
از برای خاطره تو، از همه کس دل بریدهام
دیدهای آرام جانم، تا کنون وصلت ندیدم
گر به من مهری نداری، میدهی از چه نویدم
یا وفا کن یا جوابم کن، بعد از این کمتر عذابم کن
سرخوش و مست از شرابم کن، همچو دوران گذشته
تا به کی در فکر شورش، تا به کی در فکر سیموزد
لحظهای در خاطرت آورد، عهد و پیمان گذشته
ای امید زندگانی، تا به کی نامهربانی
کوچه کردم من که دیگر، قدر عشقام را ندانی
دیدهای تنها ماندهام، هر چه که گفتی شنیدهام
از برای خاطره تو، از همه کس دل بریدهام
دیدهای آرام جانم، تا کنون وصلت ندیدم
گر به من مهری نداری، میدهی از چه نویدم
یا وفا کن یا جوابم کن، بعد از این کمتر عذابم کن
سرخوش و مست از شرابم کن، همچو دوران گذشته
تا به کی در فکر شورش، تا به کی در فکر سیموزد
لحظهای در خاطرت آورد، عهد و پیمان گذشته
ای امید زندگانی، تا به کی نامهربانی
کوچه کردم من که دیگر، قدر عشقام را ندانی
دیدهای تنها ماندهام، هر چه که گفتی شنیدهام
از برای خاطره تو، از همه کس دل بریدهام
دیدهای آرام جانم، تا کنون وصلت ندیدم
گر به من مهری نداری، میدهی از چه نویدم