دلم امشب گرفته، خونه خاموشه دلم امشب دیگه باغم نمی جوشه خراب و خسته یاد توام امشب، به جز تو هرچی از یادم فراموشه تو وقتی نیستی دنیا رنگ غم داره به چشمم زندگی یه چیزی کم داره من از دست تو شکوه کی کنم هرگز؟ می دونم زندگی صد پیچ و خم داره همیشه چشمم از گریه تره بی تو دلم مثل گلهای پرپر بی تو غریب لحظههای غربت خویشم نمی دونی چی بر من می گذره بی تو تو قلبم ابر غم آواز می خونه منو با سوز آوازش می گریونه می دونم تا تو برگردی از این آتش دیگه جز مشتی خاکستر نمی مونه هنوزم عشق تو چون چشمه می جوشه هنوز اسم تو رو هر لحظه می نوشم هنوز بیراهه یاد تو می پوشم تو رو حس می کنم بازم در آغوشم پیغامی، بنامی، یاد از من کن منو بیدار از این در خویش رفتن کن گل آبی تو ای محبوب مهتابی بیا این خونه ی تاریکو روشن کن همیشه چشمم از گریه تره بی تو دلم مثل گلهای پرپر بی تو غریب لحظههای غربت خویشم نمی دونی چی بر من می گذره بی تو همیشه چشمم از گریه تره بی تو دلم مثل گلهای پرپر بی تو غریب لحظههای غربت خویشم نمی دونی چی بر من می گذره بی تو