گفتم که بیا و مهربون باش
عاشق که شدی از دل و جون باش
از ظلمت شب دلم گرفته
تو ماه قشنگ آسمون باش
دیدم که نه انگار با تو هستم
دیدم که چه کاری دادید دستم
دیدم که تو این دیوونه باهات
انگار که نداره دل طرفدار
انگار که نداره دل طرفدار
سوختم با تو و با بد و خوبت
اون از صبح سحر این از غروبت
از خیر وفای تو گذشتم
رفتم من و عمری برنگشتم
رفتم من و عمری برنگشتم
دیدم که نه انگار با تو هستم
دیدم که چه کاری دادید دستم
دیدم که تو این دیوونه باهات
انگار که نداره دل طرفدار
انگار که نداره دل طرفدار
گفتم که اسیر بی ستونم
بیآور و بینوم و نشونم
گفتم تو بیآ و تیسه بردار
بر قلب شکستم فرود آر
دیدم که نه انگار با تو هستم
دیدم که چه کاری دادید دستم
دیدم که تو این دیوونه باهات
انگار که نداره دل طرفدار
انگار که نداره دل طرفدار
گفتم که بیا و مهربون باش
عاشق که شدی از دل و جون باش
از ظلمت شب دلم گرفته
تو ماه قشنگ آسمون باش
دیدم که نه انگار با تو هستم
دیدم که چه کاری دادید دستم
دیدم که تو این دیوونه باهات
انگار که نداره دل طرفدار
انگار که نداره دل طرفدار
سوختم با تو و با بد و خوبت
اون از صبح سحر این از غروبت
از خیر وفای تو گذشتم
رفتم من و عمری برنگشتم
رفتم من و عمری برنگشتم
دیدم که نه انگار با تو هستم
دیدم که چه کاری دادید دستم
دیدم که تو این دیوونه باهات
انگار که نداره دل طرفدار
انگار که نداره دل طرفدار
گفتم که اسیر بی ستونم
بیآور و بینوم و نشونم
گفتم تو بیآ و تیسه بردار
بر قلب شکستم فرود آر
دیدم که نه انگار با تو هستم
دیدم که چه کاری دادید دستم
دیدم که تو این دیوونه باهات
انگار که نداره دل طرفدار
انگار که نداره دل طرفدار