تو نمیریگر سفر است یه خواب بی خبر نشستی در خیال من دنیا برام شد یک نفس دست منوتو که نبود دست خداهم که نبود مهمون ناخونده اومد این عشق که خودش اومد
یه وقتی درد که واسه من عادت توئی خدا توئی هرجا میرم همسفرو همراه با وفاتوئی
یه وقتی درد که واسه من عادت توئی خدا توئی هرجا میرم همسفرو همراه با وفاتوئی
هر لحظه با تو بودن
هر لحظه برای تو سرودن
یک نفس تا سپید خوندم
از عشق تو نازنینم
عشق من جونم
من با تو میمونم
هرجا هستی من با تو میخونم دست منوتو که نبود
دست خداهم که نبود
مهمون ناخونده اومد
این عشق که خودش اومد
یه وقتی درد که واسه من عادت توئی خدا توئی
هرجا میرم همسفرو همراه با وفاتوئی
یه وقتی درد که واسه من عادت توئی خدا توئی
هرجا میرم همسفرو همراه با وفاتوئی