رفتم و بی اون که بخوام
دیدم دلم خرابته
مخلص و آدابی
کوچیک بی حسابته
رفتم و بی اون که بخوام
دیدم دلم خرابهته
مخلص و آدابی
کوچیک بی حسابته
در به درِ دائمیِ منَتبادِماسهاو
چشمای عاشقپوشِ بیحایِ لاکِتاتهاو
با اینکه رفتم از پیشِش دلم باهاتِ هرجا
هرجا دلم خاطرخواهشهبرای توست همونجا
تو با صفاعِ عشقئی شدی که من تو خواب میدیدم
از دور دیدناش شباُو نخوابیده میپریدم
اون وقتی که پایِ عشق میاد تو کارِ بازارِ کسی
تعطیلِ کسبوکاسباش، دلیکه میشه یارِ کسی
رفتم و بی اون که بخوام دیدم دلم خرابهته
مخلص و آدابی کوچیک بی حسابته
در به درِ دائمیِ منَتبادِماسهاو
چشمای عاشقپوشِ بیحایِ لاکِتاتهاو
با اینکه رفتم از پیشِش دلم باهاتِ هرجا
هرجا دلم خاطرخواهشهبرای توست همونجا
تو با صفاعِ عشقئی شدی که من تو خواب میدیدم
از دور دیدناش شباُو نخوابیده میپریدم
اون وقتی که پایِ عشق میاد تو کارِ بازارِ کسی
تعطیلِ کسبوکاسباش، دلیکه میشه یارِ کسی
رفتم و بی اون که بخوام دیدم دلم خرابهته
مخلص و آدابی کوچیک بی حسابته
در به درِ دائمیِ منَتبادِماسهاو
چشمای عاشقپوشِ بیحایِ لاکِتاتهاو
خیال کردم بری میری از یادم
تو رفتی و نرفت چیزی از یادم
تو رفتی تا تهِ آذر شدم من از اوننیم که بود بدتر شدم من
مثل دیونهها دیونهوارِ دیگه درمونده بودم توی کارِ
حالا عاشقتر از اونی که بودم، از دست دادم همه بود و نبودم
تو رفتی رفتنی اما نه از دل
مگه میشه تو رو یادش بره دل
خیال کردم بری میری از یادم
تو رفتی و نرفت چیزی از یادم
تو رفتی تا تهِ آذر شدم من از اوننیم که بود بدتر شدم من
مثل دیونهها دیونهوارِ دیگه درمونده بودم توی کارِ
حالا عاشقتر از اونی که بودم، از دست دادم همه بود و نبودم
تو رفتی رفتنی اما نه از دل
مگه میشه تو رو یادش بره دل
مگه میشه