آخرش عشق وطن همین روزا دق میکنم
وصیت عاشقیمو پیش تو عاشق میکنم
خاکمو بردار و ببر تو خاک مرز پرگهر
بگو تسدوق سرش بریز هوا صبح سحر
بگو بیای نگاش کنی
مردهش اومده سفر
این سه زای عاشقی زنده و مردهشار بده
زنده و مردهشار بده
آخرش عشق وطن همین روزا دق میکنم
وصیت عاشقیمو پیش تو عاشق میکنم
خاکمو بردار و ببر
ببر بریز رو قله دماوند
تو قلعه دیب سپید دربند
ببر بریز خوب و عزیز
اونجا که موی مادرم تو خاکه
بهش بگو که پیر پای در بند
خاطرخواهشت غشون غشون هزار هزار
به عشق تو زنده فقط تو روزگار
میخوام یه شب گریه کنم تا صبح باز
از ته دل بگم وطن وطن باز
از ته دل بگم وطن وطن باز
آخرش عشق وطن همین روزا دق میکنم
وصیت عاشقیمو پیش تو عاشق میکنم
خاکمو بردار و ببر
تو خاک مرز پرگهر