من بی تو یک بلاتکلیفم
دچار تکرار یک طوفان
نگاه کن بی تو پژمردم
اسیر یک غبار بی جان
تنم سرده دلم تیره
وجودم یخ زده در درد
تو رفتی این منِ خسته
هوای خلوتش سرد شد
تو بودی این دل دیوونه
غم و غصه رو گم میکرد
برات آواز می خوندم تا
صدام شهر رو به هم می زد
تو بودی این دل دیوونه
غم و غصه رو گم میکرد
برات آواز می خوندم تا
صدام شهر رو به هم می زد
هوای شهر غمگینه
تو نیستی کوچه تاریکه
دلم میخواد بیای پیشم
بدونی دل چقدر تنگه
دلتنگی توی این سینه
مثل یک بختک سنگینه
تنم سرده دلم تیره
وجودم یخ زده در درد
تو رفتی این منِ خسته
هوای خلوتش سرد شد
تو بودی این دل دیوونه
غم و غصه رو گم میکرد
برات آواز می خوندم تا
صدام شهر رو به هم می زد
تو بودی این دل دیوونه
غم و غصه رو گم میکرد
برات آواز می خوندم تا
صدام شهر رو به هم می زد