مهرابونم
به من بگو، سفر بخیر
برای من دعا بکن
ای همیشه پناه من
تو را تو سروه من جدا کن
نازنینم از این که هست، شکستهتر
نبودهام زمان و غمی
اینرام شکستهدل
از آشیان مرا به من رها کن
عشق تو تو قلبم، تنها عشق زمینم
من باید میرفتم، چون سرنوشتم این بود
عشق تو تو قلبم، تنها عشق زمینم
من باید میرفتم، چون سرنوشتم این بود
با عشقت احساس مرا بازی نکن
عزیزم، قلبهت رو با مرگ من راضی نکن
عزیزم
ای مهربان عاشق، ای قصهگوی هستی
ای تو بهانهی من، هر گریههای من بستی
پرلو، خدا نگهدار
در دل امید دیدن
اشکام را از گونههات، با دستخستهیبردا
من میروم عزیزم، عاشقتر از همیشه
یادت از دل من هرگز جدا نمیشه
عشق تو تو قلبم، تنها عشق زمینم
من باید میرفتم، چون سرنوشتم این بود
با عشقت احساس مرا بازی نکن
عزیزم، قلبهت رو با مرگ من راضی نکن
عزیزم
ای مهربان عاشق، ای قصهگوی هستی
ای تو بهانهی من، هر گریههای من بستی
پرلو، خدا نگهدار
در دل امید دیدن
اشکام را از گونههات، با دستخستهیبردا
من میروم عزیزم، عاشقتر از همیشه
یادت از دل من هرگز جدا نمیشه
عشق تو تو قلبم، تنها عشق زمینم
من باید میرفتم، چون سرنوشتم این بود
عشق تو تو قلبم، تنها عشق زمینم
من باید میرفتم، چون سرنوشتم این بود
عشق تو تو قلبم، تنها عشق زمینم
من باید میرفتم، چون سرنوشتم این بود