یه زمانی
واسه من خدا بودی
از بدی ها
اون زمان
جدا بودی
یه زمانی
برای
افسانه شد
واسه من
اول و انتها بودی
یه زمانی
دستای تو
پل رسیدن و می ساخت
ذره ذره
دلم
من رو عشق تو می شناخت
یه زمانی
دار و ندارم
تو بودی
از تو تنها
انتظارم
تو بودی
دیگه نیستی
اونی که
واسه اش می مردم
یه روزی
پشیمونم
که چرا
دل به تو دادم
یه روزی
دیگه نیستی
اونی که
واسه اش می مردم
یه روزی
پشیمونم
که چرا
دل به تو دادم
یه روزی
توی عکس ها
مثل یه موجل
من تو رو در یادم
توی کلبه ی
محقر
من تو رو دنیا می دیدم
با نگاهی
توی چشم هات
دنیا از چشم می افتاد
شاید این
گناه من
بود
تو رو اشتباه
می دیدم
اگه اون
روز
توی چشم هات
رقص نیرنگ و می دیدم
اگه
آوای دروغ و
توی حرف هات
می شنیدم
شاید هرگز
تو خیالم
بتنی از تو
نمی ساختم
شاید هرگز
من ساده
دل و آسون
نمی باختم
دیگه نیستی
اونی که
واسه اش می مردم
یه روزی
پشیمونم
که چرا
دل به تو دادم
یه روزی
دیگه نیستی
اونی که
واسه اش می مردم
یه روزی
پشیمونم
که چرا
دل به تو دادم
یه روزی