ستارهام، سپیدهدم، چو یک فرشته ماه، نهاده دیده بر هم. میان پرنیان غنوده بود، با آخرین نگاهش، نگاه بیگناهش، سرود واپسین سرود بود. این که من از این پس دل در راه دیگر دارم، به راه دیگر، شور دیگر در سر دارم. ز صبح روشن باید اکنون دل بردارم، که عهد خونین با صبحی روشنتر دارم. به روی او نگاه من، نگاه او به راه من، فرشتگان زیبا به ماتم دل ما در آسمان هیاهو. ستارهام، سپیدهدم، چو یک فرشته ماه، نهاده دیده بر هم. میان پرنیان غنوده بود، با آخرین نگاهش، نگاه بیگناهش، سرود واپسین سرود بود. دختر زیبا، همچون شبنم گلها، با برگ شقایقها، بنشین بر بال باد سحر. دختر زیبا، چشمان سیاه بگشا، با روی بهشتآسا، بنگر خندان انبار دگر. مرا ببوس، مرا ببوس، برای آخرین بار. تو را خدا نگهدار که میروم به سوی سرنوشت. بهار ما گذشته، گذشتهها گذشته، منم به جستجوی سرنوشت.