شکوفه میرقصد از باد بهاری
شده سرتاسر دشت سبز و گلناری
شکوفههای بیقرار روز آفتابی
به صبا بوسه دهند با لب سرخ آبی
ای شکوفه خندهی تو جلوه دارد
آن روی زیبا ز نازری سوی ما دارد
دل داده بلبل دارد سخنها
آراید از ساز و سخن بزم چمنها
پروانه در بزم طرب آمد چنانها
باد بهاری با بیقراری
شکوفه پرپر کند و لاله پریشان
به هر طرف دست صبا گشت گلافشان
شکوفه میرقصد از باد بهاری
شده سرتاسر دشت سبز و گلناری
عطر جانپرور گل میبرد هوشم
نغمهی مرغ چمن کرد خاموشم
ای شکوفه خندهی تو جلوه دارد
آن روی زیبا ز نازری سوی ما دارد
شکوفه میرقصد از باد بهاری
شده سرتاسر دشت سبز و گلناری
شکوفههای بیقرار روز آفتابی
به صبا بوسه دهند با لب سرخ آبی
ای شکوفه خندهی تو جلوه دارد
آن روی زیبا ز نازری سوی ما دارد
ای شکوفه خندهی تو جلوه دارد
آن روی زیبا ز نازری سوی ما دارد
ای شکوفه خندهی تو...