نمیرم زیر بار ظلمت
آدم ضعیف شکار گرگه
از اعتمادت مونده ریشههای خشکش
انعطافم ندارن ازش میشه ساخت یه کلبه
نمیرم زیر بار ظلمت
آدم ضعیف شکار گرگه
از اعتمادت مونده ریشههای خشکش
انعطافم ندارن ازش میشه ساخت یه کلبه
بذار بارم آتیشه این کلبهخونه رو آخر
واسمون تو دود معلومه پشتمون ستارن
از پلهاستیلاری رسید پشت اون جنازم
خیلی نامردا که کردن پشت به خونه دادن
دارم میسوزم وسط شعله تو حصارم
حس میکنه گرما رو تا وسط خونش آدم
تو گلوم بغضه تو صدام خش
میخوام ذوب شه تو چشام اشک
تا کی تیرگی؟ تا کی دیر رسیدن؟
تو بنزین بریز، من کبریت کشیدم
عاشق نیست کسی، جایش نیست نشین شاه
حس میشه
تازه نیست به دیدن
یادش میره کی، یادش کینه این کرد
خواهند دیگه تیره
تازه نیستش این زخم
ماشه میکشی با شلیک بمیرن
یا نفرین سیزده
نمیرم زیر بار ظلمت
آدم ضعیف شکار گرگه
از اعتمادت مونده ریشههای خشکش
انعطافم ندارن ازش میشه ساخت یه کلبه
نمیرم زیر بار ظلمت
آدم ضعیف شکار گرگه
از اعتمادت مونده ریشههای خشکش
انعطافم ندارن ازش میشه ساخت یه کلبه