بگو یادت هست نگو نی
تو روزای سخت نبودی
صد سال بعد همونی
نبود راهحل صبوری
نداره برام تمومی
درمان درد ضروری
چرا پای من نموندی؟
مگه مال هم نبودیم؟
تنها پلهها رو میرم
هوای شهر چه کدر
افلای سر، خم شدم
حواست جمع نبود
نمیتونی برگردونی
نمیتونی برگردونی
حالا شدم پرپر، کو...
مگه مال هم نبودیم؟
حالا شدم مدتهاست توی گور کندم برای خودم
یه جای تاریک تو جنگل
خراب شده است، این کلبه تو آتیش سوخته رسماً
زمان گذشت ما فقط شدیم دورتر از هم
خداحافظی سخته و موندم معطل
عقربه میچرخه حروم کردم وقت
داره زود دوازده شب میشه
چون قبل از شب
شبیه بیرونه سنگه تو خونهام
ولی عادت دارم من به گلوله
هر بار میری میآد پایین هر یه ستونش
انگار تو پاییزیم انگار قبل غروبه
شبیه چشمام همهجای شهرمون خونه
نمیرسه مغزم به زورش
تو فکر خودتی تا توی قبرت تو گورت
من خودم شکستم مهم نی بچه غرورت
بگو یادت هست نگو نی
تو روزای سخت نبودی
صد سال بعد همونی
نبود راهحل صبوری
نداره برام تمومی
درمان درد ضروری
چرا پای من نموندی؟
مگه مال هم نبودیم؟