یکی این قرصا رو بگیره ازم
انگشتام خیلی سردن
واسه جبران خیلی وقت کمه
توو این محکمه
من از جرمام نمیترسم
از افتادن نمیترسم
از هل دادن نمیترسم
حتی بعدش از وجدانم نمیترسم
من از غولها نمیترسم
از غولا نمیترسم
بکنم به پشت نگاه نمیترسم
نمیترسم
نمیترسم
شب و طوفان نمیترسم
گرگها نمیترسم
نمیترسم
نمیمونه حرفی نی اصلاً
با مردهها یکی مغزم
با مردهها یکی مغزم
چون مردهها نمیترسن
مردهها نمیترسن
وقتی چیزی نداری که بدی از دست
فرصت میدم به این اسلحه
میخوام تموم شه خیلی خستم
نمیترسم
عادت کردم به این وضعیت، ببین وضعمو
حتی بری از دست، من از رفتنت نمیترسم
این آدما، دنیا چیدن دیوار، سنگ
کلی دلچرک هستن
یه سری از قصد
یه سری برعکس
من از کفرام نمیترسم
از اینکه گناهکارم نمیترسم
از شروع داستانم نمیترسم
حتی از پایانم نمیترسم
از این اوباش نمیترسم
هر جا باشم نمیترسم
از اینکه بالام نمیترسم
از رو لبه وایسادن نمیترسم
من از پرواز نمیترسم
رد شم از مرزا نمیترسم
بمونم تنهام نمیترسم
از جنگ با گرگ نمیترسم
چون ببازم به صد بار نمیترسم
بخوره گلوله به دستم نمیترسم
از جای زخمام نمیترسم
میشه هر ثانیه بدتر
با مردهها یکی مغزم
چون مردهها نمیترسن
وقتی چیزی نداری که بدی از دست
فرصت میدم به این اسلحه
میخوام تموم شه خیلی خستم