بگو یادت هست نبودی
تو روزای سخت نبودی
صد سال بعد همونی
نبود راحت صبوری
الان راحت تمومی
همونم هست ضروری
چرا پای من نموندی؟
مگه مال هم نبودیم؟
تنها پریدم
هوای شهر کبود
لای چرخم چوب
حواست هم نبود
میتونی برگردونی؟
تو اینارو برگردونی؟
تو چرا چتهامو پاک کردی؟
مگه مال هم نبودیم؟
خلوت شدم، با دستای تو یه گور کندم برا خودم
یه جای تاریک تو جنگل
خراب شدهست، این کلبه تو آتیش سوخت اصلاً
زمان گذشت، ما فقط شدیم دورتر از هم
خداحافظی سخته و موندن بدتر
سرم هی میچرخه، حروم کردم وقت
دلسوز است شبشب
تو اون قلب یخزد
شبیه، بیرونش همش جنگه تو خونهام
ولی یادت واسم مثل گلولهست
هربار میبینیم آینهست یا ستونش
انگار تو پاییزیم انگار قبل غروبه
شبیه چشمام همهجای شهر پر خونه
نمیرسه مغزم به زورت
فکر خودتی تا توی قبرت و گورت
من خودم شکستم، مهم نی رد شه غرورت
بگو یادت هست نبودی
تو روزای سخت نبودی
صد سال بعد همونی
نبود راحت صبوری
الان راحت تمومی
همونم هست ضروری
چرا پای من نموندی؟
مگه مال هم نبودیم؟